ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

گیل یار

انار

چرا هر چی من می گم تو فقط می گی “انار، انار”! زبونت را زنبور نیش زده؟ از موی سفیدت خجالت نمی کشی؟ از این دو نخ شفید! تو مگه خواهر و مادر نداری؟ بازم می گه “انار”.

چرا باید صدامو بلند نکنم؟ می ترسی همسایه ها بشنوند؟خب بذار بشنوند، تو یکی دیگه برام از فرهنگ آپارتمان نشینی حرف نزن! اگه حالیت بو، این غلطو نمی کردی!

منه بدبختو بگو تازه رسیدم خسته و کوفته، اومدم دراز بکشم رو کاناپه که یه کم آرامش بگیرم،زن و بچه ی خودت بودن، اگه یهو می دیدن دوتا چشم نامحرم، مث دزدا، میخ اونا شده، زهره ترک نمی شدند؟ها؟

بازم میگه انار!

کوفت انار، درد انار! من هم سن و سال دخترتم! پدرم، دخترتو با تاپ و شلوارک  دید بزنه، زمین و زمانو رو سرش خراب نمی کردی؟ها؟ البته تو که غیرت پدرمو نداری! شانس آوردی اینجا نیست وگرنه میذاشتم یه جوری حقتو بذاره کف دستت، که  تا آخرعمر یادت نره! فهمیدی؟

حالام دیر نشده، زنگ می زنم ۱۱۰، مامورا  بیان دستبند بهت بزنند و ببرنت تا بفهمی هرچیزی واسه خودش حساب کتاب داره!حالا بازم بگو انار! لال شی تو! فکر کردی دختر تنها گیر آوردی!

چند بار با احترام بهت لبخند زدم و سلام گفتم، به خیال خودم که جای پدرم هستی، فکر کردی باهات دارم لاس می زنم! من پسرای همسایه ها رو محل نمیذارم، مردم حرف در نیارن، بعدش توی کفتار، چطور به خودت اجازه این کارارو میدی؟

داد می زنم خوبم داد می زنم. همسایه ها باید بفهمند با کی طرفن! هر دقیقه هی اعلامیه می زنی، پول شارژ را زود بدهید، نمیدونم، نظافت را رعایت کنید، آشغال نریزید! یه بار هم بزن به ناموس مردم احترام بگذارید! بنویس از بالکن همسایه ها بالا نروید! حالا خوبه من طبقه ی اول نشستم، پنجره حفاظ داره، وگرنه با پاهای مردنی ت که امیدوارم چلاق بشن ایشالا، لش می آوردی تو خونه!

نمی ترکی اینقدر می گی انار! تو اگه آبرو داشتی نباید کاری می کردی زانوهات حالا اینجوری بلرزه! حیاط و راه پله رو تا زانو گند و کثافت ورداشته، اونونوقت دلت، واسه درخت انار می سوزه؟ دیگه همه چی تو آپارتمان سر جاشه، فقط مونده شاخ و برگ انار! اگه راست می گی، نباید در واحد ما رو می زدی و خبر می دادی، خودمو جمع و جور می کردم، چادر سر می کردم، پردۀ بی صاحبو می کشیدم! نردبون رو واسه چی گرفتی پس؟ اصلا تو چرا باید این کارو بکنی؟ مگه نباید کارگر بگیری؟ درخت اگه پشت بالکن اون یکی واحد بود همونی که پسرای دانشجو نشستن، بازم خودت از نرده بالکن بالا می رفتی واسه هرس کرد درخت انار؟ چرا لالمونی گرفتی؟

 

 


--------------------------------------------------

مطالب دیگر :

اين طرف بازار

ناهار چی بخوريم

داستان کوتاه – ديگر

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

گیل قصه

گیله قصه

روزهای زوج ساعت ۲۳:۳۰قصه صوتی گیلکی پخش کونیم. گیله قصه یا شیمه دوستانا معرفی بوکونید
دوشنبه هر هفته ساعت ۹ شب زاکان قصه

آپلیکیشن گیله قصه

 

 

چه کسی آنلاین است؟

ما 35 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم