ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

گیل یار

افول


شب، دورنمای یک خانه سفالی نوساز. خانه از دو سمت پله می‌خورد و در جبهه ساختمان به یک ایوان بزرگ با نرده‌های چوبیِ خرّاطی شده ختم می‌شود. تهِ ایوان، دو در به دو اتاق می‌رود.

صیادان


شاید اشتباه من همین بود... تویی که رو دریا بودی، اینو خوب می‌دونی. دریا که می‌گم، اون سامون چهل متریه، اون شبای زمهریره که آب، سیاه مثل قیره! آسمون، عین فولاد! شبایی که شیشه عمرتو می‌گیری

باغ شب‌نمای ما


شاه در پناه تخت‌طاووس ایستاده، خیره به باغ بیرونی، تصنیفِ «باباجان یکی یه پوله خروس» را به سوت می‌نوازد و آهسته بشکن می‌زند. عمله خلوت دست‌ها را جلو گذاشته،

در مه بخوان


بعدازظهر یکی از روزهای اوایل پاییز است. صدای خواب‌آور و کشدار سیرسیرک‌ها در سرسرا پیچیده، و گاه نعره خسته گاوی آرامش موقت صحنه را آشفته می‌کند.

آمیزقلمدون


دلم می‌خواست سرمو می‌ذاشتم روی شونه‌ت و آهسته به خواب می‌رفتم. شونه‌های تو مهربان، قوی، و خیلی خوبه شوکت. اگه یه شب، فقط یه شب سرمو می‌ذاشتم روی شونه‌ت، نه!

ارثیه ایرانی


جلیل: خانم‌ها، آقایون! من یکی از آدمای بازی هستم. و ــ قبل از شروع نمایش، مأمورم اشاره به چند نکته‌ای بکنم که توضیحش حتما لازمه.

پلکان


صبح تابستان گذشته پستچی ما بسته‌ای برای من آورد. بسته آلبوم کوچکی بود و نامه‌ای به این مضمون: «... نویسنده این سطور مایل است امضایش محفوظ بماند؛

شب‌به‌خیر جناب کنت و کاکتوس


من فقط واسه آدمای کله گنده می‌دوختم؛ اونم چی؟ با جِلِذقه عین توی تابلو. نه گمون کنی رُز؛ یکیش همین آقای ملکوتی: ماشین می‌فرستاد درِ دکون با چه عزتی منو سوار می‌کردن و می‌بردنم خونه.

آهنگ‌های شکلاتی


-دمدمه‌های غروب بود و ما حرف‌های قشنگی زده بودیم. بعد سکوت مطبوعی بین ما افتاد و من بلند شدم، سازدهنی‌مو درآوردم و گفتم: می‌خوای برات یه دهن ساز بزنم؟ گفت:

لینک خرید کتابهای اکبر رادی

 

چه کسی آنلاین است؟

ما 38 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم