ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

گیل یار

از پشت شیشه‌ها


اتاقی است خاکستری. دری سمت چپ، دری سمت راست، پنجره‌ای روبه‌رو. جلوی پنجره پرده خاکستری رنگی افتاده است. دو سه تابلو، یک گرام، یک کوزه عتیقه و یک کتابخانه کوچک تزیینات اتاق را تشکیل می‌دهند.

وسط، یک میز بزرگ کشودار، و سه طرف آن سه صندلی دیده می‌شود... نور باید به گونه‌ای تنظیم شود که حرکت زمان را ثبت کند، و نوسان آن از بامداد به سوی غروب است... بامداد روبه‌روی ما پشت میز نشسته، سرش پایین افتاده، چیز می‌نویسد. لباس خاکستری رنگی پوشیده است. یک دم از نوشتن می‌ماند، پکی به سیگارش می‌زند و فکر می‌کند؛ سپس بلند می‌شود و به کمک چوب زیربغل می‌رود گرام را روشن می‌کند. موزیک ملایمی پخش می‌شود... در این وقت انگشتی به در می‌خورد و مریم از سمت چپ وارد می‌شود. لباس خاکستری پوشیده، جوان و ظریف و شاداب است و یک گلدان چینی در دست دارد. مریم: بامی جان، سلام. بامداد: سلام. مریم: گلای قشنگیه، نه؟ بامداد: (با نگاهی به گل.) کی اومدی؟

 



بخشی از کتاب از پشت شیشه‌ها

 

افراد:
بامداد
مریم
خانم
آقا
خدمتکار

اتاقی است خاکستری. دری سمت چپ، دری سمت راست، پنجره ای روبه رو. جلوی پنجره پرده خاکستری رنگی افتاده است. دو سه تابلو، یک گرام، یک کوزه عتیقه و یک کتابخانه کوچک تزیینات اتاق را تشکیل می دهند. وسط، یک میز بزرگ کشودار، و سه طرف آن سه صندلی دیده می شود... نور باید به گونه ای تنظیم شود که حرکت زمان را ثبت کند، و نوسان آن از بامداد به سوی غروب است...

بامداد روبه روی ما پشت میز نشسته، سرش پایین افتاده، چیز می نویسد. لباس خاکستری رنگی پوشیده است. یک دم از نوشتن می ماند، پکی به سیگارش می زند و فکر می کند؛ سپس بلند می شود و

به کمک چوب زیربغل می رود گرام را روشن می کند. موزیک ملایمی پخش می شود... در این وقت انگشتی به در می خورد و مریم از سمت چپ وارد می شود. لباس خاکستری پوشیده، جوان و ظریف و شاداب است و یک گلدان چینی در دست دارد.

مریم: بامی جان، سلام.
بامداد: سلام.
مریم: گلای قشنگیه، نه؟
بامداد: ( با نگاهی به گل. ) کی اومدی؟
مریم: یه کم دیر اومدم. ( گلدان را جلوی چپ میز می گذارد. ) از مدرسه یه راست رفتم بیمارستان.
بامداد: بیمارستان؟ مگه چی شده؟
مریم: بالاخره با یه مکافاتی بچه خانم درخشانو دنیا آوردن؛ اونم با سزارین... اوه، آدم تو خونه یه نفسی می کشه. وقتی اومدم صاف رفتم زیر دوش. اجازه می دی اون گرامو خاموش کنم؟ ( خاموش می کند. ) فرش که نباشه، صدا بدجوری تو آپارتمان می پیچه. بیچاره پایینی ها!

 

 

-----------------------------------------

مطالب مرتبط :

تانگو‌ی تخم‌مرغ داغ

آهسته با گل سرخ

آهنگ‌های شکلاتی

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

لینک خرید کتابهای اکبر رادی

 

چه کسی آنلاین است؟

ما 9 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم