ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

گیل یار

آهسته با گل سرخ


جلال: چیز تازه‌ای داره اتفاق می‌افته؛ شما حس نمی‌کنین؟ ساناز: بدیش اینه که... دود و دمش اِنقدر زیاده که اون ته اصلاً دیده نمی‌شه. جلال: (نجوا گرانه.) همیشه اولش همینطوره. ناشناس، مه‌آلود، و...

تانگو‌ی تخم‌مرغ داغ


می‌خواستم یه شاخه زیتون توی باغچه خودم یادگار بذارم، درخت مقدسی که خداوند به میوه‌ش قسم خورد؛ اما به جای اون شجره طیبه از خونه من یه مار دراومده، و این مار توی اون لانه مرده.

از پشت شیشه‌ها


اتاقی است خاکستری. دری سمت چپ، دری سمت راست، پنجره‌ای روبه‌رو. جلوی پنجره پرده خاکستری رنگی افتاده است. دو سه تابلو، یک گرام، یک کوزه عتیقه و یک کتابخانه کوچک تزیینات اتاق را تشکیل می‌دهند.

پایین، گذر سقاخانه


زن سیاه‌پوش با ویلچر و کودک افلیجش، مرد مؤمن با دختربچه همراهش، دو مرد با سیماچه اشقیا، دسته عزادارانِ زنجیرزن، و یکی چند رهگذر. گذری است

مرگ در پاییز


شبای پاییز... وقتی آدم تک وتنها جلوی اسبش از زیر درختای بارون خورده رد میشه این طرف بوتههای خشکیده اون طرف درختای لیلکی جاده هم پر از مه اونوقت توی تاریکی صدای پای اسب تو می شنفی

جاده


جاده مالرو مثل طناب سفیدی کنار قهوه ‌خانه «لشت نشا» افتاده بود، تا دوردست می‌رفت و کش می‌ آمد، و آن ته پیچ آهسته‌ای می ‌خورد و پشت درختان انبوهِ به گم می‌ شد.

نامه‌های همشهری


همشهری! هیچ برای تو پیش آمده که بعد از مدتی قطع و فاصله به دوستی، محرمی، کسی نامه بنویسی، که همین‌جور بمانی و ندانی از کجا شروع کنی؟

شب روی سنگفرش خیس


این کتاب، حاوی یک متن نمایشی فارسی است که با حضور 9 شخصیت زن و مرد در نقش‌های دکتر مجلسی، نوشین، حناره، ناهید، حامد، ابوالفضل، گلشن، دکتر فلکشاهی، فرهاد آرمین و محمدباقر مژدهی قابل اجراست.

منجی در صبح نمناک


در منجی در صبح نمناک لحظه ای است که دختر خبرنگار، از شایگان ؛ نمایش نامه نویس و قهرمان داستان منجی در صبح نمناک، سوالی می کند و جواب شایگان از آن دست جواب هایی است که حرف خود نویسنده است.

لینک خرید کتابهای اکبر رادی

 

چه کسی آنلاین است؟

ما 64 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم