ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

گیل یار

نارنجستان

 

 

شهرزاد،
این قصه ناتمام بگذاشت
و چون بیمار بود؛ در بستر بیفتاد.
ملک زاد،
چهل شب بر بالین او بود
و خواب ، چون سگی ولگرد،
به گردِ چشمان او،
پرسه همی‌زد!

وچون حکیمان،
دانا نبودند؛
دفتر ایام چندان ورق نخورد،
که شهرزاد بمرد!
ملک زاد ، غلام مرگ را، با شمشیر دشنام
گردن زد؛
و سوار بر بال باد
تا آتش‌فشانِ سینه‌ی شهرزاد
که بی‌شباهت به یک نارنجستان نبود،
تاخت:

ابر سیاه، تو ندیدی ؟
– نه ، نه!
گم گشته‌ای به راه
ندیدی؟
– نه، نه!
سرگشته ای چو ماه ندیدی؟
– نه، نه!
– چوپان گله‌ها! خاتون قلعه‌ها، سیمرغ قله‌ها
ندیدی؟
– نه، نه!
– ای تک درخت بید،
تنها و نا امید!
آن یار بی‌پناه، آهوی بی‌گناه، ندیدی؟
– نه، نه!

– ای آب، ای باد، ای آتش!
آبْ روان ، بادْ دوان، تا آتش می‌خواست چیزی بگوید
آب و باد بر آن می‌افتادند؛آتش زبانه‌ای می‌کشید و –
خاموش می‌شد!
– دیو سیاه، تو ندیدی ؟
– نه ، نه!
– ای روسیاه، تو ندیدی؟
– نه، نه!


بهمن ۶۵

 

 

-----------------------------------------------------

مطالب مرتبط :

غزل پاییزی

خونابه‌ی انار

فانوس دریایی

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

معرفی محمود طیاری

 

محمود طیاری نوزدهم اسفند ۱۳۱۷ در رشت زاده شد. اولین ‌مجموعه داستان‌های ‌کوتاه وی ”خانه فلزی“- شامل پانزده داستان، دو  نمایشِ تک‌پرده و‌ یک طرح- در پاییز ۱۳۴۱،   مجموعه‌ی طرح‌های روستایی” کلاغ‌ها- ۱۳۴۴ “ ، در سال ۱۳۴۶ مجموعه‌ی داستان ”کاکا“ و در۱۳۵۰ دو کتاب “صدای‌شیر” و نمایشنامه “گلبانگ- نوشته ۱۳۴۰ ” را روانه بازار نشر کرد.
‌محمود طیاری در دوره اول فعالیت هنری خود، نویسنده‌ای مطرح و دارای ویژگی و آثار قابل بحث بود. او پس از یک دوره سکوت، به دوره دوم فعالیت ادبی خود رسید. 

        زندگینامه

چه کسی آنلاین است؟

ما 37 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم