ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

گیل یار

امیر هوشنگ ابتهاج متولد ۶ اسفند ۱۳۰۶ رشت ، متخلص به ، ه. ا. سایه .

به پایداری آن عشق سربلند

 

بود که بار دگر بشنوم صدای تو را ؟
 ببینم آن رخ زیبای دلگشای تو را ؟


 بگیرم آن سر زلف و به روی دیده نهم
 ببوسم آن سر و چشمان دل ربای تو را


 ز بعد این همه تلخی که می کشد دل من
 ببوسم آنلب شیرین جان فزای تو را


کی ام مجال کنار تو دست خواهد داد
 که غرق بوسه کنم باز دست و پای تو را


 مباد روزی چشم من ای چراغ امید
که خالی از تو ببینم شبی سرای تو را


دل گرفته ی من کی چو غنچه باز شود
 مگر صبا برساند به من هوای تو را


چنان تو در دل من جا گرفته ای ای جان
کههیچ کس نتواند گرفت جای تو را


 ز روی خوب تو برخورده ام ، خوشا دل من
 که هم عطای تو را دید و هم لقای تو را


 سزای خوبی نو بر نیامد از دستم
 زمانه نیز چه بد می دهد سزای تو را


 به ناز و نعمت باغ بخشت هم ندهم
 کنار سفره ی نان و پنیر و چای تو را


 به پایداری آن عشق سربلندم قسم
 که سایه ی تو به سر می برد وفای تو را

 


-------------------------------------------------------

در فتنه رستاخیز

آینه شکسته

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

چه کسی آنلاین است؟

ما 21 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم