فرهنگ : «عاملی که به زندگی انسان معنا و جهت می دهد»  آنکه فرهنگ و تاریخ گذشته و گذشته گان خود را شناخت ، خود را شناخته است .
تپه مارلیک یا همان چراغعلی تپه یک محوطه باستانی در کرانه شرقی سفیدرود و در دره “گوهر رود” در روستای بسیار زیبای “نصفی” شهرستان رودبار گیلان است تپه مارلیک بقایای به جای مانده از تمدن باستانی متعلق به دست کم ۳۰۰۰ سال پیش است. پژوهشگران گمان می ‌برند که این تپه آرامگاه خصوصی فرمانروایان و شاهزادگان مردمان این تمدن بوده ‌است.
تپه باستانی مارلیک با وسعت حدود یک هکتار در کنار باغ های زیتون و بیجارهای برنج قرار دارد.


در پانصد متری شمال آن تپه دیگری قرار دارد که بر آن توسط قوم مارد قلعه ای در دو هزار سال پیش از میلاد ساخته شده است و آثار آن را می توان دید. محل دفن اموات ساکنان این قلعه تپه معروف مارلیک است. حفاری در این تپه از سال 1340 آغاز شد و از آن آثار هنری با ارزشی به دست آمده است. دژ پیلا قلعه که بحث آن شد، در سال 900پ م توسط مهاجمانی به آتش کشیده شده است. این قلعه آن چنانکه باید حفاری نشده است ولی از شواهد می توان حدس زد که ساکنان این تپه و ساکنان تپه حسنلو از نظر فرهنگی آبشخور یکسانی داشته اند و با توجه به زرگری و اسطوره پردازی آنها بر روی آثار خود این مسئله از یک احتمال ساده فراتر می رود.

وجه تسمیه تپه مارلیک :
گروهی از پژوهشگران نام مارلیک را برگرفته از واژگان گیلکی “مار” و “لیک” (سوراخ) می‌ دانند و دلیل این نام گذاری را انبوه مارهایی که در گذشته در آن زندگی‌ می کردند می ‌دانند. گروهی دیگر مارلیک را برگرفته از نام قوم آمارد می شمارند. آنها مارلیک را ساخته شده از دو واژه “مارد” (اشاره به آماردها) و “لیک” (قوم) می‌ دانند. اگر این نظریه درست باشد این تمدن به مردم آمارد تعلق دارد.

پیشینه کشف تپه مارلیک :
تپه مارلیک تا سال های دهه ۱۳۴۰ تمدنی ناشناخته بود. در طول سال های ۱۳۲۰-۱۳۳۰ دامنه‌های البرز جولانگاه قاچاقچیانی بود که اشیا به دست آمده از دره گوهررود را در بازارهای عتیقه به فروش می رساندند. در سال ۱۳۴۰ بود که دره گوهر رود توسط یک تیم باستان شناس ایرانی به سرپرستی دکتر عزت‌الله نگهبان کاوش شد که منجر به پیدایش 53 آرامگاه به طور منظم و راکنده در سطح تپه گردید در این دشت تپه‌های باستانی زیادی وجود دارند که ۵ تپه مارلیک، زینب بیجار، دور بیجار، پیلاقلعه و جازم کول از همه مهمتر هستند.

درباره تپه مارلیک، آثار باستانی و فرهنگ آن :
پژوهشگران بر این باورند که آثار باستانی این منطقه متعلق به فرمانرواینی است که در اواخر هزاره دوم و آغاز هزاره اول پیش از میلاد بر این ناحیه حکومت می‌ کردند. مردمان این تمدن مردگان خود را بنا بر آیین خود و همراه با اشیا ارزشمند به خاک می ‌سپردند. در این تپه ۲۵ آرامگاه وجود دارد. در این گورستان اموات با لباس دفن می شده اند. گورها مستطیل شکل هستند. سقف و پوشش گورها از چوب است و در طی سالیان این چوب ها پوسیده شده اند و بر روی گورها ریخته اند.



از درون گورها انواع قمه سر تیرها، گرز و سپر و سایر آلات قتاله، ماکت های لوازم کشاورزی، مجسمه هایی از زن و مرد، انواع حیوانات برنزی و سفالین و آثار منحصر به فرد زرین در این گورها قرار داده شده بودند. طرح های باقی مانده از آثار این قوم نشان می دهد که آنها مردمی جنگاور و گله دار بودند که به مرور زمان در این منطقه به کشاورزی پرداختند و در عین حال مذهبی نیز بوده اند. در همه آرامگاه ‌ها اشیایی مانند ظروف سفالین، دکمه‌های تزئینی، انواع سرگرز، پیکان، جام‌های چینی، طلا، نقره و مفرغ، خنجر، شمشیر، مجسمه‌های برنزی و سفالی، سرنیزه و کلاه‌خود و… پیدا شده ‌است. پارچه ‌های به دست آماده نیز خبر از وجود بافندگی در هزاران سال پیش در ایران می ‌دهند. همچنین در کاوشگری‌ ها آثار ساختمان چهار دیواری پدیدار شد که در حدود ۳۰ متر مساحت داشت و به نظر می‌آمد آرامگاه یا معبد باشد. گفته می‌شود که جام‌های شیشه‌ای در این محوطه از اولین نمونه‌های صنعت شیشه سازی بشر است.
برای مردم این فرهنگ خورشید تا حد پرستش مهم بوده‌ است. نقش خورشید به صورت ترنج‌ های هندسی در کف بسیاری از جام‌ ها و ظروف است. خورشید در مرکز همه چیز است و همه جاندران از روشنایی او زندگی می ‌گیرند. همچنین به خاک سپردن مردگان با چنین اشیایی نشانگر اعتقاد آنها به زندگی پس از مرگ می ‌باشد.
این نکته قابل ذکر است که آثار به دست آمده از این تپه به خصوص ظروف مفرغی شباهت‌های زیادی به آثار به دست آمده از سیلک کاشان دارد. پاره ای از باستان شناسان بر این باور هستند که اقوام سیلک در حقیقت همان مارلیک‌ ها بودند که بر آثر حمله آشوری ها به منطقه سیلک کاشان مهاجرت کردند، و سپس با پیوستن به مادها در ایجاد امپراتوری مقتدر ماد در آغاز هزاره اول پیش از میلاد نقش به سزا داشتند.


از معروفترین آثار به دست آمده در مارلیک جام گاوسر مارلیک، فنجان طلای عقاب، جام طلای سیمرغ اساطیری و گاو بالدار، جام طلای گاو و اسب، ساغر زندگی مارلیک هستند همچنین، مهری است که روی آن خط میخی حک شده است و یا مهر دیگری که مجلس شکار را نشان می دهد. به گفته باستان شناسان قدمت آنها به بیش از سه هزار سال می رسد. نمونه بی بدیل این کاوش ها جام مارلیک است که از زر ناب است و ارتفاع آن به 18 سانتی متر می رسد. ارتفاع نقش برجسته های جام تا دو سانتی متر می رسد که نشان دهنده مهارت استاد کاری است که با ضربات چکش آن را آفریده است. نقش وسط جام درخت زندگی است و در دو سوی درخت دو گاو بالدار دیده می شود که در حال بالا رفتن از درخت هستند. نمایش بدن حیوان به حالت نیم رخ و نمایش سر آنها از روبه رو، از ویژگی های هنر ایرانی است و هویت ایرانی سازنده اش را نشان می دهد.
برخی از این اشیاء باستانی در موزه های بزرگ فرانسه، آمریکا و ایران قرار دارند.



منبع : سایت مکان بین

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group