ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

گیل یار

نگرشی كوتاه بر زندگی احسان الله خان دوستدار


در تبيين ادوار زندگی و ويژگيهای حيات سياسی احسان الله خان ميتوان چهار دوره را درنظر گرفت. مرحله اول از بدو زندگی تا پايان حضورش در درگيريهای منطقه غرب ايران كه همزمان است با جنگ جهانی اول.

دوره دوم حضور او در كميته مجازات و جايگاه و نقش وی در اين مقطع است. شايد مهمترين و تأثيرگذارترين مرحله مربوط به حضور او در كنار ميرزا كوچك خان و نهضت جنگل باشد. مرحله پايانی به عزيمت وی از ايران و سپری كردن سالهای پايانی زندگي اش در خاك شوروي باز ميگردد. نكته بارز در تمامي اين مراحل عملكرد افراطي و افزايش دامنه اين تندروی هاست. خاطرات احسان الله خان به خوبي گوياي اين نكته است.
احسان الله خان فرزند «ميرزا علي اكبر حافظ الصعه» به سال 1305ق در ساري متولد شد. او تحصيلات خود را در مدرسه تربيت تهران دنبال كرد و در مدرسه سن لويي به فراگيري زبان فرانسه پرداخت.1
خانواده احسان الله خان به دوستدار شهرت داشتند. از اين رو گاهي به عنوان لقبي خانوادگي براي احسان الله خان به كار ميرفت. ابراهيم فخرايي از او به عنوان آموزگار زبان فرانسه فرزندان «ميرزا عيسي خان املشي» ياد كرده است.2 علاوه بر اين در حوادث مربوط به مشروطيت وي را در زمره مجاهدين قرار ميدهد.3
وي پس از پيروزي انقلاب مشروطيت به عضويت انجمن حقيقت، يكي از انجمنهاي مشروطه خواه ساري، درآمد. در دوره استبداد صغير همراه با مجاهدين شمال در ماجراي فتح تهران حضور داشت. پس از آن به ساري بازگشت و در مدرسه اي كه آزاديخواهان ساري داير كرده بودند به آموزش زبان فرانسه پرداخت. در تهاجم «ابوالفتح ميرزا سالارالدوله»، از مرزهاي شمالي، حاضر شد.4
از ميزان و نوع فعاليت هاي احسان الله خان تا زمان حضورش در منازعات غرب ايران همزمان با جنگ جهاني اول اطلاع دقيقي در اختيار نيست. با توجه به ديدگاه هاي افراطي او بعيد به نظر نمي رسد كه در دوران پس از مشروطيت با «حيدرخان عمواوغلي» و «حسينخان لله» همراه بوده باشد. نقش اين دو در ترور «سيد عبدالله بهبهاني» مشخص و آشكار است. رفاقتي كه بعدها بين احسان الله خان و حسين خان پيدا شد، نشانگر نزديكي فكري و عملي اين دو بود.
ارتباط عمواوغلي با چهره هاي افراطي و آموزش آنان ميتواند در خصوص احسان الله خان هم صدق كند. «اسدالله خان ابوالفتح زاده» كه بعدها از پايه گذاران كميته مجازات شد، ارتباط نزديكي با عمواوغلي داشت. با توجه به گفته احسان الله خان مبني بر پيوند دوستانه با ابوالفتح زاده، مي بايد ردپاي احسان الله خان را در برخي تحركات افراطي پس از مشروطيت نيز جستجو نمود.
با آغاز جنگ جهاني اول و بي ثمري اعلام بيطرفي ايران، روسها و انگليسيها براي ممانعت از حضور و فعاليت آلمانها و تركها بر دامنه فعاليت خود در ايران افزودند. سقوط مكرر دولتها و شكل گيري دولت مهاجرت در كرمانشاه، از ويژگي هاي اين ايام بود. دولت مهاجرت كه متشكل از تعدادي از نمايندگان مجلس سوم و افراد و گروههاي ضدروس و انگلستان بود، در مناطق غربي ايران به زد و خورد با نيروهاي نظامي روس پرداختند. روسها عملاً بخش هاي شمالي ايران را اشغال نموده در تعقيب كابينه مهاجرت به مناطق ساوه، اراك، بروجرد، همدان و كرمانشاه سرازير شده بودند. به هر صورت اين دولت نتوانست به اهداف و برنامه هاي خود دست يابد. روسها نيز به دليل شكل گيري انقلاب 1917م خاك ايران را تخليه كردند. احسان الله خان به همراه حسينخان لله در زمره مهاجرين بود. و آنگونه كه در خاطراتش آورده، فرماندهي يك دسته را برعهده داشته است. بارزترين ويژگي اين دوران از زندگي احسان الله خان عدم همراهي و همفكري او با رهبران مهاجرين است. وي در خاطراتش به شدت اعمال و رفتار و شيوه جنگ رهبران مهاجرين از جمله «نظام السلطنه مافي» را سرزنش ميكند. شايد بتوان گفت او به نوعي اختلافات دولت مهاجرت را دامن زد. حتي با جدا كردن گروه خود از آنها مخالفت ها را تا جايي دنبال ميكند كه به همراه حسينخان لله و «كريم دواتگر» طرحي براي ترور نظام السلطنه مافي ساماندهي ميكنند. اما با آشكار شدن اين توطئه، مجبور به اختفا مي شوند.5
آنان پس از ناكامي هاي مكرر در مناطق غربي به تهران باز ميگردند. در اين زمان مرحله ديگري از فعاليت هاي احسان الله خان آغاز ميگردد. كميته مجازات، سازماني تروريستي بود كه در اواخر سال 1334ق توسط «ابراهيم خان منشي زاده» و «اسدالله خان ابوالفتح زاده» تشكيل شد. آنها به زعم خود با هدف ترور خائنين به كشور، اين كميته را پايه گذاري كردند و چند نفري را هم به قتل رساندند. بي ترديد افكار و عملكرد اعضاي كميته مجازات با نگرشهاي احسان الله خان هماهنگي داشت. چون احسان الله خان از قبل با ابوالفتح زاده و كريم دواتگر آشنايي داشت، كشف ارتباط او با اين شبكه كار دشواري نيست. كريم دواتگر كه خود يكي از تروريست هاي كميته بود، سابقه ترور «شيخ فضل الله نوري» را در كارنامه اش دارد. او در جنگهاي غرب ايران نيز حضور يافته بود و بلافاصله پس از بازگشت ابوالفتح زاده به واسطه آشنايي با او، زمينه ورودش را به كميته فراهم كرد.6
 
به اين ترتيب اطلاع از اعضا و عملكرد كميته مجازات براي احسان الله خان چندان دشوار به نظر نميرسيد. در عين حال براي جلب اعتماد اعضاي كميته، او و حسين لله «ميرزا محسن مجتهد»، داماد آيت الله بهبهاني را كه نامش در فهرست ترور كميته قرارداشت، روز هفدهم شعبان 1335 در بازار حلبي سازها، بين مسجد شاه و مسجد جمعه، مورد حمله قرار داده و او را كشتند.7
با كشته شدن ميرزا محسن مجتهد، كميته مجازات در اطلاعيه اي اين قتل را به نيروهاي خود منتسب ميكند. نكته قابل تأمل در اين مسئله حضور حسينخان لله در قتل آيت الله بهبهاني و پس از آن دخالت مستقيم در ترور داماد او ميرزا محسن مجتهد است. با توجه به همراهي و نقش مستقيم احسان الله خان در اين قتل مي بايست ردپاي وي را تا ماجراي ترور بهبهاني نيز جستجو كرد و احتمال دخالتش را در آن ترور نيز از نظر دور نداشت. به نظر ميرسد كشتن ميرزا محسن در مقايسه با ساير ترورهاي كميته، بيشتر در جامعه منعكس شده باشد. منشي زاده در اين خصوص مينويسد: «اين قتل كه مردم آن را از جانب كميته مجازات مي دانستند، ترس كميته را در دلها انداخت و مردم دچار هول و وحشت زيادي شدند. از اينكه كميته كوچكترين واهمه اي از نفوذ افراد نميكند، غرق حيرت شدند. عاملي كه اين ترس را بيشتر مي ساخت، كشته شدن ميرزا محسن در روز روشن و در مقابل چشم صدها نفر بود.»8
پس از اين اقدام احسان الله خان مدتي به عنوان تروريست در خدمت «كميته ايران» قرار داشت. اين كميته توسط نصرت الدوله فيروز و براي خنثي كردن اقدامات كميته مجازات تشكيل شد كه توفيق چنداني به دست نياورد. احسان الله خان نيز با اين توجيه كه از پول و اسلحة آنها به نفع كميته مجازات بهره برداري كند به عضويت كميته ايران درآمد.9
با اوجگيري ترس و وحشت عمومي از عملكرد كميته مجازات، سرانجام با بي احتياطي «ميرزا مهدي خان سلماني» خواهرزاده حسين خان لله، نظميه او و احسان الله خان را بازداشت كرد. اما بازجويي از آنها بي نتيجه بود و «عبدالله خان بهرامي» رئيس نظميه تهران تحت فشار و تهديد كميته مجازات مجبور به آزادي آنها شد.
در خصوص دخالت مستقيم يا غيرمستقيم احسان الله خان در ساير قتل هاي كميته مجازات اطلاعي در اختيار نيست. سرانجام در اواخر سال 1335ق با بروز اختلاف جدي بين اعضاي كميته مجازات، نظميه اكثر اعضاي آن را شناسايي و بازداشت كرد. تقريباً تمامي اعضاي كميته در تهران دستگير شدند، اما احسان الله خان و حسينخان لله به شمال فرار كردند. بر اساس گزارش روزنامه ايران، حسينخان لله نيز پس از تعقيب به وسيله نظميه رشت دستگير و به تهران انتقال داده شد.10
نكته حايز اهميت در اين بازداشت ها اينكه تمامي اعضاي كميته و حتي حسينخان لله نزديكترين دوست احسان الله خان دستگير شدند و فقط احسان الله خان از دست مأموران نجات يافت. اين مسئله نيز از ديگر مباحثي است كه بر رفتارهاي سياسي احسان الله خان سايه افكنده است و با توجه به نقش آينده او در نهضت جنگل، ترديدها را درباره صداقت گفتاري و رفتاري او افزون ميسازد. اما مهمترين و مؤثرترين ايام فعاليت احسان الله خان را بايد در زمان حضورش در نهضت جنگل جستجو كرد. بدون ترديد پيگيري شيوه رفتاري وي در طول مدت فعاليتش در نهضت جنگل، عامل مهمي در ايجاد اختلاف و بروز دوگانگي در سازمان نهضت جنگل بود. دوران اقامت احسان الله خان در شمال را ميتوان به دو بخش تقسيم كرد: بخش اول، همراهي با اعضاي نهضت جنگل و نزديكي با ميرزا كوچك خان؛ در تمام اين مدت اختلافات فكري و اعتقادي اين دو به خوبي مشهود بود. اما اين اختلافات جدايي قطعي را به همراه نداشت. اما مرحله دوم كه بيشتر به دوره ورود نيروهاي شوروي به گيلان باز ميگردد به جدايي قطعي ميرزا كوچك از احسان الله خان و عزيمتش به جنگل منتهي شد. اين مرحله تا پايان حيات ميرزا كوچك خان و عزيمت احسان الله خان از گيلان ادامه يافت.
زمان دقيق ارتباط ميرزا كوچك خان و احسان الله خان مشخص نيست. اما آن گونه كه احسان الله خان در خاطراتش مي آورد، گويا پيش از آغاز جنگ جهاني اول در تهران همديگر را ملاقات ميكنند و براي مبارزه با استيلاي بيگانگان و همچنين خائنان داخلي تصميم به مبارزه ميگيرند.11
ميرزا كوچك خان براي سامان بخشيدن به اين مبارزه به شمال ميرود و احسان الله خان در همدان عليه روسها وارد جدال ميشود. منابع از ارتباط ميرزا كوچك خان با احسان الله خان ذكري به ميان نياورده اند. اما احسان الله خان در خاطراتش يادآور ميشود كه فرستاده اي از طرف كوچك خان براي دريافت كمك مالي و اسلحه در همدان با او ملاقات كرده است كه بسته بودن مسير توسط روسها امكان برقراري ارتباط را از بين برده است.12
پذيرش احسان الله خان توسط ميرزا كوچك و قرار گرفتنش به عنوان يكي از رهبران جنبش تا حدي نشانگر اعتماد رهبر نهضت جنگل به اين فرد بوده است.
يكي از منابع مينويسد: «احسان الله خان به وسيله محمودرضا كه از همشاگردان ميرزا و از طلاب مدرسه جامع رشت بود به ميرزا معرفي گرديد و مورد احترام او قرار گرفت و بعدها به علت ابراز لياقت از نزديكان مورد اعتماد [وي] محسوب گشت.»13
با وجود اينكه ميرزا كوچك خان احسان الله خان را مورد اعتماد قرار داد اما او ظاهراً از روي اضطرار اين همراهي را مي پذيرد. در جايي مي نويسد: با آنكه ميرزا از آزاديخواهان دست راست بود و من اين موضوع را به خوبي مي دانستم به عللي مجبور به همكاري با او بودم.14
تحت اين شرايط برخورد با بازماندة نيروهاي روس در گيلان و رويارويي با نيروهاي نظامي انگليس وجهه همت رهبران نهضت قرار گرفت. نحوه برخورد با عناصر آلماني و ترك كه در خدمت نهضت جنگل بودند يكي از مسائلي بود كه در همين مراحل آغازين، زمينه اختلاف بين طرفين را فراهم كرد. احسان الله خان خواستار اخراج آنها از نهضت بود و در مقابل معتقد بود بايد از انقلابيون جديد شوروي كمك گرفت. اين مسئله به دليل مقاومت ميرزا كوچك خان، مطابق اميال احسان الله خان پيش نرفت. نكته ديگر نوع برخورد و رويارويي با نيروهاي انگليس بود. ارتش انگليس به فرماندهي «دنسترويل» قصد عبور از گيلان و رسيدن به باكو را داشت. نيروهاي جنگل و احسان الله خان در چند نقطه به مقابله با آنها پرداختند اما توفيقي نيافتند و در چندين مرحله از آنها شكست خوردند. ميرزا تحت شرايطي خاص و براي حفظ موجوديت نهضت جنگل مجبور به انعقاد پيمان صلحي با انگليسي ها شد كه بر اساس آن انگليسي ها، موجوديت نهضت جنگل را به رسميت شناختند. اين موضوع از ديگر موارد اختلافي آنها بود و ثمره اين اختلاف، تضعيف قدرت نهضت و از هم پاشيدگي سازمان نهضت بر اثر تهاجم نيروهاي دولتي بود. دكتر حشمت يكي از نزديكترين ياران ميرزا كوچكخان در اين ماجرا دستگير و اعدام شد.
اين ناكامي بر روحيات ميرزا كوچك خان و ساير افراد نهضت تأثير منفي گذاشت. از اين رو تمايل نسبي كه پيش از اين براي كمك گرفتن از انقلابيون قفقاز شكل گرفته بود، اين بار با شدت بيشتري توسط احسان الله خان به ميرزا كوچك خان تلقين شد و او رضايت داد كه با نيروهاي انقلابي شوروي ارتباط برقرار نمايد. پس از ايجاد اين روابط و مكاتباتي كه صورت گرفت، نيروهاي بلشويك نيز با استفاده از فرصت پيش آمده نيروهاي نظامي خود را در ساحل انزلي پياده كردند.15
ميرزا كوچك خان تحت شرايطي حاضر به پذيرش كمك و همكاري بلشويك ها گرديد كه از تبليغات كمونيستي خودداري نمايند، در امور داخلي ايران مداخله نكنند و فقط در قبال دريافت وجه به نهضت جنگل اسلحه بفروشند.
پس از انعقاد قرارداد با بلشويك ها، شهر رشت كه از نيروهاي دولتي روس و انگليس تخليه شده بود در اختيار نيروهاي نهضت جنگل قرار گرفت و در روز 24 رمضان 1338 كميته انقلاب گيلان با عضويت ميرزا كوچك خان، احسان الله خان و خالو قربان و چند نفر ديگر تشكيل شد.16
دوران تداوم جمهوري شورايي ديرزماني نپاييد و زمينه هاي اوجگيري اختلافات و جدايي بين ميرزا كوچك خان و احسان الله خان فراهم شد.
آنچه بر اين اختلافات دامن زد، فعاليت برخي از اعضاي حكومت شورايي گيلان در تبليغ مرام كمونيستي و تلاش در صدد اجرايي كردن برنامه هاي آن بود. به قول يكي از نويسندگان حاضر در ماجراي نهضت جنگل، تضاد فكري و عملي جناح چپ با ميرزا، عدم توافق در مورد حدود دخالت نيروهاي شوروي، و تبليغات حزب كمونيست و توقيف كالاهاي تجار ايراني در بادكوبه از عوامل اصلي اين اختلافات بود.17
عناصر وابسته به احسان الله خان و خالوقربان براساس بينش شخصي و نگرشهاي چپگرايانه خود نه تنها به مصادره اموال و املاك مردم پرداختند، بلكه مقدار معتنابهي از كالاهاي تجار ايراني را كه به بادكوبه ارسال شده بود، توقيف كردند. اين رفتارها با افكار اعتدالي و مذهبي ميرزا كوچك خان به هيچوجه همخواني نداشت؛ از اين رو در 22 شوال 1338 رشت را به مقصد فومنات ترك كرد. بلافاصله احسان الله نيز به همدستي همفكرانش كودتايي عليه هواداران ميرزا كوچك خان ترتيب داد و تعدادي از آنها را بازداشت كردند. با اين كودتا احسان الله خان حكومت جديدي با عنوان جمهوري كمونيستي گيلان اعلام كرد. بلافاصله پس از آن به تقسيم زمينها و املاك پرداخت. اين اقدام آنها باعث وخيم تر شدن اوضاع دهقانان گرديد.18
علاوه بر اين فشار مالياتي سنگين براي تأمين مخارج حكومتي بر مردم وارد شد. احسان الله خان در مساجد و معابر به صورت آشكار به تبليغ و ترويج اصول كمونيستي پرداخت. با اين شرايط اوضاع گيلان رو به وخامت گذاشت و آنچه در اين منطقه مي گذشت بيشتر به كابوس شبيه بود تا رؤياي ملي گرايانه يا حتي كمونيسم روسي!19
همزمان با اين رويدادها، «ميرزا حسن خان مشيرالدوله» نخست وزير ايران با ميرزا كوچك خان وارد مذاكره شد و از سوي ديگر نيروهاي دولتي نيز به فرماندهي «استاروسلسكي» عازم گيلان شدند. عدم مداخله ميرزا كوچك خان باعث غلبه نيروهاي دولتي بر رشت شد. اما اين برتري ديري نپاييد و به دليل شرايط خاص حاكم بر تهران، نيروهاي دولتي شهر را ترك كردند و رشت دوباره به دست كمونيستها افتاد. به نظر ميرسد ميرزا كوچك خان اين بار براي جلوگيري از تضييع حقوق مردم و بازگرداندن نهضت به مسير اصلي، تصميم به سازش با احسان الله خان گرفت و پس از چند نوبت مكاتبه و گله گذاري تصميم به مصالحه گرفتند و ميرزا كوچك خان مجدداً وارد رشت شد.
همزمان با اين آشتي حيدرخان عمواوغلي نيز در زمره سران نهضت آشكار شد و كميته اشتراكي شامل عمواوغلي، ميرزا كوچك خان و خالو قربان تشكيل گرديد. اما به نظر ميرسيد احسان الله خان همچنان بر ديدگاههاي خود اصرار داشت و همين مسئله توافق بين اعضاي اين كميته را دشوار ساخته بود. فشار بيش از حد احسان الله خان براي متقاعد كردن ميرزا كوچك خان جهت حمله به تهران بي نتيجه بود. به همين دليل وي خودسرانه نيروهاي حامي خود را آماده حمله به تهران نمود. در اين ميان «ساعدالدوله» فرزند «محمدولي خان خلعتبري سپهسالار» نيز به او قول مساعد داد. نكته جالب توجه اينكه احسانالله خان به لحاظ اينكه ميرزا كوچك خان افكار او را نپذيرفت وي را به نداشتن روح انقلابي متهم نمود ولي حاضر شد با فرزند بزرگترين فئودال ايران يعني ساعدالدوله متحد شود.20
اما خدعه وي به احسان الله خان و مقاومت نيروهاي دولتي برنامه احسان الله خان را با شكست جدي مواجه ساخت. اين واقعه در ارديبهشت 1300 اتفاق افتاد.21
اين ناكامي در كنار واقعه ملاسرا كه منجر به قتل حيدرخان عمواوغلي و چند نفر ديگر گرديد عملاً امكان همراهي طرفين را از بين برد و به دشمني ميان ميرزا كوچك خان و احسان الله خان انجاميد. اما به دليل توافق شوروي و انگليس بر سر ايران و عقب نشيني بلشويكها از گيلان، نيروهاي دولتي با هدايت رضاخان سردار سپه عليه نهضت جنگل وارد عمل شدند. با تضعيف قدرت نهضت فروپاشي آن سرعت گرفت و ميرزا كوچك خان نيز تن به تسليم سپرد و در سرما جان داد. اما احسان الله خان و تعدادي از همراهانش اجازه يافتند از طريق انزلي با كشتي راهي بادكوبه شوند.22
دقيقاً داستان كميته مجازات در اين مقطع هم تكرار شد و احسان الله خان كه عليرغم دستگيري تمامي عناصر آن ماجرا توانست جان خود را نجات دهد، اين بار نيز با وجود دستگيري و يا كشته شدن بيشتر سران نهضت جنگل،  توانست از مهلكه بگريزد.
آخرين مرحله از زندگي احسان الله خان به دوران اقامت وي در قفقاز برميگردد. به نظر نمي رسد در اين دوران روزگار خوشي بر او گذشته باشد. سياستهاي سخت و دشوار كمونيستها و ديدگاههاي سختگيرانه استالينستي بر زندگي احسان الله خان و برخي از همراهان او سايه افكنده بود. هر چند در آغاز اجازه حمل اسلحه داشتند و مقرري هم دريافت ميكردند، اما در تصفيه حساب، چند نفري از آنها به قتل رسيدند. شورويها كه به شدت نسبت به نفوذ جاسوسان انگليسي حساسيت داشتند به احسانالله خان ظنين شدند و او را به قتل رساندند.

                                                                دكتر عبدالله متولی

 

پانوشتها:
٭ استاديار گروه تاريخ و عضو هيئت علمي دانشگاه اراك.
-1 مهجوري، اسماعيل، تاريخ مازندران، ج 2، ناشر مؤلف، ساري، 1345، ص 294.
-2 فخرايي، ابراهيم، سردار جنگل، انتشارات جاويدان، تهران، 1354، ص 339.
-3 همان.
-4 تاريخ مازندران، ص 294.
-5 جودت، حسين، يادبودهاي انقلاب گيلان و تاريخچه جمعيت فرهنگ رشت، بينا، 1351، ص 7.
-6 مجله ترقي، شم 1149، بهمن 1343، ص 9.
-7 كميته مجازات و خاطرات عمادالكتاب، به اهتمام محمدجواد مرادينيا، تهران، اساطير، 1384، ص 71.
-8 مجله ترقي، شم 1153، اسفند 1343، ص 6.
-9 تبريزي، جواد، اسرار تاريخي كميته مجازات، انتشارات فردوسي، تهران، 1362، صص 56 ـ 55.
-10 روزنامه ايران، شم 174، س دوم، سوم جماديالاول 1336، ص 1.
-11 منشور گركاني، سياست دولت شوروي در ايران از 1296 تا 1306، بينا، تهران، 1326، ص 30.
-12 متن خاطرات، ص 18.
-13 رفاهي، احمد، جنبشهاي انقلابي ايران، بينا، 1346، ص 311.
-14 سپهر، مورخالدوله، ايران در جنگ بزرگ، تهران، اديب، 1362، ص 385.
-15 روزنامه رعد، شم 49، 1338ق، ص 1.
-16 صفايي، ابراهيم، مقدمات كودتاي 1299، انتشارات افست، بيتا، ص 429.
-17 يقيكيان، گريگور، شوروي و جنبش جنگل، به كوشش برزويه دهگان، انتشارات نوين، تهران، 1363، ص 51.
-18 لنچافسكي، جرج، رقابت روسيه و غرب در ايران، ترجمه حورا ياوري، ابنسينا، تهران، 1352، ص 194.
-19 ذبيح، سپهر، تاريخ جنبش كمونيستي در ايران، ترجمه محمد رفيعي مهرآبادي، عطايي، تهران، 1364، ص 414.
-20 گيلك، محمدعلي، تاريخ انقلاب جنگل، نشر گيلكان، رشت، 1371، ص 439.
-21 سردار جنگل، ص 346.
-22 جنگلي، ميرزا اسماعيل، قيام جنگل، انتشارات جاويدان، 1357، ص 246

 

                                          منبع : گذرستان

 


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

چه کسی آنلاین است؟

ما 16 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم