ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

گیل یار

آواز درخت گز (رمان)


رشیدی کارگری است که فرصتی برایش پیش می آید و از کارخانه بیرون آمده و در عرصه کار در امور مربوط به کتابخانه و رواج کتابداری مشغول به فعالیت می شود و چون مدرک ندارد

سخت کار می کند در این بین مشکلات زیادی می بیند افراد سیاسی افراد شجاع ترسو ....

 


3 ماه در کرمان بود. در این مدت به بیشتر روستاها رفته بود. پاپدانا، باب نیزو، دوساری، محمدآباد، در یک روستا خیال می‌کردند دکتر است و از شهر آمده. با بچه‌هاشان جلو اتاق صف می‌کشیدند و قرص و دارو می‌خواستند. هرچه قسم و آیه می‌خورد دکتر نیست حرفش را باور نمی‌کردند. 

 

 

------------------------------------------

 

مطالب مرتبط :

بگو یک (مجموعه داستان)

گنجشک ها در بالکن

همراه با یک دیوانه (مجموعه داستان)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

گیل قصه

گیله قصه

روزهای زوج ساعت ۲۳:۳۰قصه صوتی گیلکی پخش کونیم. گیله قصه یا شیمه دوستانا معرفی بوکونید
دوشنبه هر هفته ساعت ۹ شب زاکان قصه

ضرب المثل

کلانشهر رشت

افشین پرتو

عبدالرحمان عمادی

چه کسی آنلاین است؟

ما 15 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم