ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

گیل یار

حضور دلپذیر


نیمه دوم مال مربی هست تا اندیشه های تکتیکی و تاکتیکی خود را پیاده کند. بازی های این جام نشان داد که تیم هایی مثل ما هرگز شگفتی ساز نیستند. و آن هایی که بالا آمده اند از فوتبال کارآمدتری دارند .

در بازی های گذشته ما حذف می شدیم ، چون بازیکنان ما در فضای باز به تنگی نفس دچار می شدند . حریف این تجربه را دریافته بود که ما همیشه در فضای باز دست و پای خود را گم می کنیم و توپ ها را بی هدف به طرف دروازه می فرستیم.

 

 


از هم می‌‌پرسیدند: چرا تو را آوردند. همه گفته بودند. نوبت به من رسیده بود که تعریف کنم. در یک چیز مشترک بودیم که بی‌گناهیم و بی‌خود ما را این‌جا آورده‌اند. وقتی او را دیدم جا خوردم. شده بود یک مشت پوست و استخوان. اهل هیچ فرقه‌ای نبود. به سلامت خودش خیلی اهمیت می‌داد. آب را فوت می‌زد و می‌خورد. اول نشناختمش. نگاهش می‌گفت: مرا نمی‌شناسی؟ من ابراهیم هستم. نگفتم چرا این‌طوری شده‌ای. سرطان او را تکیده کرده بود. پیش من آمده بود که دردش را دوا کنم. گول زبان مرا خورده بود. آخر آدم وقتی نشئه می‌شود طوری وانمود می‌کند که خیلی کارها از دستش برمی‌آید. من هم از همان تیره بودم. در حرف میرپنج بودم، در عمل خانه برپا. برای زندگی سگیم وامانده بودم. گور بابای درآورده‌اش.

 

دسته بندی     کتاب عمومی     
موضوع اصلی     ادبیات     
موضوع فرعی     داستان کوتاه ایرانی     
نویسنده     مجید دانش آراسته

 

 

------------------------------------------

مطالب مرتبط :

مجموعه داستان شاهکار همگانی

گنجشک ها در بالکن

همراه با یک دیوانه (مجموعه داستان)

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

گیل قصه

گیله قصه

روزهای زوج ساعت ۲۳:۳۰قصه صوتی گیلکی پخش کونیم. گیله قصه یا شیمه دوستانا معرفی بوکونید
دوشنبه هر هفته ساعت ۹ شب زاکان قصه

ضرب المثل

کلانشهر رشت

افشین پرتو

عبدالرحمان عمادی

چه کسی آنلاین است؟

ما 51 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم