فرهنگ : «عاملی که به زندگی انسان معنا و جهت می دهد»  آنکه فرهنگ و تاریخ گذشته و گذشته گان خود را شناخت ، خود را شناخته است .
شهرستان فومن بعنوان یکی از شهرستان های شمالی سرزمين آريايي ايران  با ۱۰۰۲کیلومتر مربع وسعت در ناحیه غربی استان گیلان واقع گردیده وازدو ناحیه عمده جغرافیایی :جلگه ای و کوهستانی تشکیل شده است. شهرستان مزبور از نظر حدود چهارگانه  از سمت شمال به شهرستانهای صومعه سراوماسال،از سمت جنوب به شهرستان تارم علیا استان زنجان و شهرستان شفت، ازسمت شرق با شهرستان رشت و از سمت غرب به شهرستان  خلخال استان اردبیل محدود وهم مرز بوده و مرکز آن ،شهر قدیمی فومن است که در ۲۷کیلومتری غرب مرکز استان ( كلانشهر رشت)واقع می باشد .


درباره وجه تسمیه یا سبب نام گذاری  نام فومن و معانی آن ، نظریه های مختلفی اراِیه گردیده وآرای گوناگونی وجود دارد . بااین همه آنچه که به حقیقت نزدیک است این است که؛فومن واژه ا ی با زمانده از زبان ایران باستان بوده که در مجموع از دو بخش فو= پو ومن تشکیل شده است .پو وپویی در زبان اوستایی به معنای در آغاز پناه بخشیدن آمده و‹من› نیز به معنی دریافتن و اندیشیدن میباشد که با توجه به این، فومن را میتوان پناه گاه اندیشه یا اندیشمندان معنا نمود. شاید این جایگاه در آغازکانون و محل گردهم آ یی اهل تفکر و یا صاحبان اندیشه بوده وبه همین سبب به فومن معروف گردیده است. همچنین در فرهنگ فارسی معین؛ واژه فوم به معنای سیر آمده است. این واژه به همراه پسوند ن= ان معنای جایگاه کشت سیر یا کشتگاه بقولات و مانند آن را نيزمیدهد .

 به گواهي تاريخ  نام قدیم فومن، "بومن "و"پومن "بوده وگويا«پومن»عربی شده فومن است .برخی نام فومن رابرگرفته از شخصی روسی که به روایتی درسده های پیشین دراین نواحی می زیسته وبه قولی فیامین یا فیامن نام داشته میدانندکه طبق بررسی ها این موضوع مستند نبوده ودرست به نظر نمی رسد. با این همه کهن شهر فومن سابقا باالقابی چون:‹ دارا لاماره ›و‹فومن المبارک›نیز شناخته میشد ودرحال حاضرهم ملقب به «شهر مجسمه ها »یا «شهرمجسمه های ایران»است که این لقب اخیر به خاطروجود مجسمه های متعددومتنوعی است که در سطح شهر پراکنده بوده وهرکدام نماد و نشانه  فرهنگ وآداب وسنن اهالی  قدیم این سامان به شمار میروند . این مجسمه ها که از معروف ترین وشاخص ترینشان به مجسمه بانو آناهیتا (ناهید) – ایزد یا فرشته نگهبان آبهای روان - میتوان اشاره نمود دردوره شهرداری مرحوم نصرت ا…فرهی(۱۳۸۶-۱۳۱۰) در فواصل بين سالهاي 1353 تا 1356بدست مرحوم استاد اسماعیل ارژنگ(۱۳۸۹- ۱۲۹۹ (طراحی و ساخته  گردیده اند .

 امادر رابطه با تاریخ پیدایش شهر فومن  بايد گفت كه آگاهی روشن و دقیقی دردست نیست،ولی اغلب پژوهشگران و محققان براین باورند که  این شهرباقدمت چندهزارساله از شهرهای کهن وتاریخی گیلان بوده وساختاری دیرین دارد .طبق مطالعات میدانی ،هسته ی اولیه وقدیمی ترین  بخش آن بازارگاه میانی (بازارمیان )آنست که امروزه در دوسوی خیابانهای شهید باهنروچهارم دی قرارگرفته و با رودخانه ی گاز روبار همجوار است .این بازار قدیمی که تا دهه ی سال۱۳۶۰جایگاه بازار قدیمی هفتگی سه شنبه نیز بوده ،درفواصل بين سالهای ۱۲۷۹تا ۱۲۸۵خورشیدی درزمان حکمرانی میرزا عبدالحسین خان فومنی ملقب مدیرالملک(سردار همایون)ساخته شده وبه روایتی دیگر بانی آن در اصل دو برادر به نام های حاجی سیدرضی و حاجی میر جلیل مقیمی فومنی از مالكين بزرگ وقت بوده اند . به هر روی شهر فومن بسان دیگر شهر های تاریخی درجوار رودخانه شکل گرفته وبر طبق تقسیمات محلی قدیم به دو محله ی بزرگ واصلي: بالامحله وپایین محله وچند محله كوچك وفرعي مانند: شهر بيجار، سنك بيجار ، دزدك، پلنگ كل وجهود بيجارتقسیم شده است .طبق قرائن وشواهد، شهر مزبور در آغاز قصبه ای بود که میان دو رودخانه گازرودبارو شپول کناردر میان دشت و انبوهی ازتوتستان قرار داشت که با بافت روستایی خود ،چند باب خانه در سطح آن پراکنده ودر کنار آنها مساجدی چون جامع وبالامحله و مزاری نظیر بقعه پیر جلودار در آن خود نمایی میکرده  اند.شهرمزبور تا قبل از تصرف بدست شاه عباس اول صفوی درشوال سال ۱۰۰۰ ه.ق ؛ مرکز و تختگاه همه منطقه ی گیلان بیه پس (گیلان غربی فعلی)درمقابل گیلان بیه پیش (گیلان شرقی کنونی) بود ،تا اینکه پس ازآن مرکزیت خودرا ازدست داد و به تدریج از اهمیت آن کاسته شد و بعدها از اواخرقاجار بویژه اوایل پهلوی توسعه یافت.گفته می شود بعد از راه اندازی بلدیه (شهرداری)در آن كه به طور رسمي ازاوايل سال ۱۳۱۰خورشيدي شروع به کار نمود ،رشد تدریجی آن بیشتر آغاز به خود نمایی کرد و بافت فیزیکی آن نیز از سال ۱۳۲۰به بعد توسعه یافت .

 درباره ی تاریخ و پیشینه ی آن هم مي توان گفت ؛ با نگاهی به برخی از منابع ویافته ها ،سابقه ی تاریخی آن  به دوران پیش ازظهوردين مبين اسلام برمی گردد .این جایگاه حداقل ازاواخر دوره باستان یکی از کانون های زندگی اقوام کاسپی و کادوسی وبعدها دو تیره معروف گیل )گیلک)وتالش بوده که متاسفانه آگاهی درخوری از ایشان در آن  دوره در دست نیست. با اين همه به گواهی تاریخ، كهن شهرفومن دراواخر دوره ساسانی به نسبت اهمیتی که داشت ،کانون فرمانروایی و تختگاه خاندان حکومتگری بود که درنوشته های تاریخی از آنها به نام گاو بارگان ودابویهیان یاد میشود.نیای این دودمان ،گیلانشاه فرزند فیروز ساسانی نام داشت که در سالهای۶۳۹-۶۳۸میلادي(17ه.ق/۱۶ه.ش)فرمانروای گیل و دیلم شد وپس از او ارشد فرزندانش به نام گیل گیلانشاه معروف به «گاوباره» حکومت سرزمین گیلان به مرکزیت فومن را در سالهای ۲۳-۲۲ه.ق دردست گرفت سپس بعد از سوی یزد گرد سوم ساسانی ملقب به "فرشواد گرشاه "نیز گردید. گیل گیلانشاه پس از سالهاحکمرانی سرانجام به سال ۴۰یا به روایتی دیگر سال۶۲ ه.ق درگذشت وهمزمان بامرگش پسرانش به نامهای :دابویه و پادوسبان هریک به قدرت رسیدند وسالها به حکمرانی پرداختند و اعقاب شان نیز تا عصر صفویه حکم راندند که تختگاه دابویهیان در "فومن "و پادوسبانیان درشهر "آمل" بود .پس از این به ویژه از سده های پنجم وششم هجری نام فومن در ردیف امیر نشینان گیلان بیه پس آمده و تاریخ این شهر نیز باتاریخ خاندان حکومتگر اسحاقوند(اسحاقیه)که اغلب فرمانروایان آن با لقب" دباج "( به قولي به معنای فرمانروای سرزمین ابریشم)شناخته می شدند گره خورده است .این خاندان نیز از میانه ی قرن ششم هجری تازمانی که دربار صفوی گیلان را در شوال سال۱۰۰۰ه.ق ضمیمه حکومت مرکزی نمود بربخش وسیعی از گیلان غربی به مرکز اولیه روستاي گشت وبعدها دار الاماره فومن حکم فرمایی داشتند ودرمیان سایر امیر نشین های گیلان بیه پس مانند :تولم،گسکر وشفت از اهمیت و اعتبار فراوانی نیز برخوردار بودند.

از چهره های معروف این خاندان نیزیکی به امیره دباج میتوان اشاره نمود که در سال۶۵۲ه.ق بر تخت فرمانروایی فومن نشست.وی همان کسی است که در اواسط ذی قعده سال ۷۰۶ ه.ق در برابر یورش وحشیانه مغول ها به فرماندهی اولجا یتو به سختی پایداری نمود . از دیگر فرمانروایان شاخص این خاندان یکی هم سلطان حسام الدین اسحقی است که دژمعروف و بزرگ «رودخان» یا همان «قلعه رودخان» رادر فواصل بين  سالهای ۹۱۸-تا ۹۲۱ه.ق در برابرسپاهیان  امیران کیابیه لاهیجان ودیگر قوای بیگانه باز سازی ومرمت نمود. امیره دباج نیز از دیگر فرمانروایان نامدار این خاندان است  که پس از مرگ پدرش حسام الدین درسال۹۲۲ه.ق از دردوستی با شاه اسماعیل اول صفوی درآمد وبه زعم گزارش های عبدالفتاح فومنی در«تاریخ گیلان» دخترش خیرالنسا بیگم(متوفای ۹۳۸ه.ق در ییلاق کور بار ماسوله) را به همسری خویش در آورد وملقب به «مظفر سلطان»شد .جمشید خان ازدیگر شهریاران نامدار خاندان اسحاقوند است که پس از این که به دامادی شاه تهماسب اول صفوی درآمد ،اندکی بعد درسال ۹۸۰ه.ق تختگاه خود رااز فومن به قصبه رشت آن زمان منتقل نمود که گفته مي شود بااین انتقال ،فومن از آن پس به تدریج روبه افول نهاد. بعداز فتح گیلانتوسطه شاه عباس هم، قصبه رشت برای همیشه مرکز کل ایالت گیلان گردید و دوشهر فومن ولاهیجان ارزش سیاسی و اجتماعی خود را از دست داده ودرحاشیه قرارگرفتند ودر عوض رشت رشد كرد. پس از این شهر فومن بسان دیگرگيلانشهر ها حوادث ورویدادهای پر شماری را از سر گذراند که بخشی از آنان را در سده های بعد، به ویژه در دوره قاجار ودر رویدادهای مربوط به دوره نهضت مشروطیت ونهضت جنگل می توان جستجو نمود .

منبع : سرزمين ومردم فومنات ، كيوان پندي ، چاپ دوم

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group