ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار.

گیل یار

سیر تدریجی رشت به سوی توسعه

 رشت از سال 1004هجری قمری به فرمان شاه عباس مرکز استان گیلانو مرکز معاملات نوغان و ابریشم شد کهدر آن زمان محصول اول گیلان بود .این امر موجب شد که مالکان بزرگ و معامله گران ایرانی و روس و یونانی و ارمنی که سروکار با نوغان و ابریشم داشتند ، به این شهر رو کرده بر وسعت بازار بیفزایند. از این زمان سنگفرش بازار و سرپوشیدن خندقهای سرگشاده که حد و سامان اراضی مالکان در عین حال مزبل و مکثف بود ، در نواحی مرکزی شهر شروع شد ( تاریخ گیلام ، شودز کو، ص11)

بنا به گزارش ((ه.ل.رابینو)) بهنقل از هانوی Hanvay (1157 ه.ق) و گملین Gmelin (1184 ه.ق) ((شهر رشت در سالهای مذکور در وسط جنگلی انبوه قرار داشت . در اطراف نقاط اصلی شهر خانه ها نزدیک به هم و در بقیه نقاط خانه ها بدون هیچ گونه نظمی پراکنده بود.))

بنا به گزارش مسیو ژوبر فرانسوی در کتاب (( مسافرت ارمنسان و ایران )) ، (( رشت به سال 1223 ه.ق دارای سه هزار خانه است که سه چهارم آن در میان درختان و به طور پراکنده قرار گرفته است )) و می افزاید که (( بازارش از چهار گوشه نامنظم ترکیب یافته که بخشی از آن را بانی و حصیرهای تکه پاره پوشانیده اند و مالیات ثابت آن سالیانه پانزده هزار تومان است )) . بیست و چهار سال بعد از (( ژوبر)) ، زین العابدین شیروانی رشت را دیده و در کتاب خود ((بستان السیاحه))چنین وصف می کند : (( رشت به سال 1247 ه.ق ( یک سال بعد از کشتار طاعون) بندری است سترگ ، دارالملک گیلان و سواد اعظم آن مکان است محتوی است بر قصبات معموره و نواحی مشهوره در میان جنگلی عظیم واقع است . . . قریب ده هزار خانه در اوست همگی دوطبقه و شیروانی پوش ، اکثر سفالی . حاصلش برنج فراوان و ممتاز و ابریشم بسیار. برف بسیار بارد ، مرکبات نارنج و ترنج بسیار دهد ، ارباب دولت و تجارت از هر فرقه بیشمار است . در این سال به هجوم لشکر طاعون شصت هزار کس به دیار عدم رفتند . مردمش شیعه مذهب و سفید چهره . . . الی آخر)).

هشت سال پس از این گواهی یعنی به سال 1255 ، شودزکو محقق لهستانی که چند سالی در رشت با مقام رسمی به سر برده ، چنین گزارش داد(تاریخ گیلان): (( رشت که در ابتدای صفویه قصبه ای بوده با تهران شش روز راه فاصله دارد با این که بر اثر طاعون 1831 میلادی یک سوم نفوس خود را از دست داده باز ترقی کرده و هنوز شش هزار خانه دارد و هفت محله و هفت بازار و ده مسجد و بسیاری مدارس و 75 هزار نفوس . مالیات سالانه اش چهل و شش هزار و سیصد و هفتاد و شش تومان است و عواید گمر کیش بیست و سه هزار تومان )).

مسیو رابینو نایب کنسولگری انگلیس در رشت که از سال 1906 تا 1912 در رشت بوده ، رشت را چنین تعریف می کند :

((بازارها قسمت قابل توجهی از مرکز شهر را اشغال کرده است که کوچه ها و دالانهای تنگی معابر آنها را تشکیل می دهد)) و می افزاید که (( تعداد دکانها سه هزار و سیصد ، خانه ها شش هزار ، کاروانسرا بیست باب برای بازرگانان و بیست و پنج باب برای استقرار کاروانها و سی هزار نفوس)).

در پنجاه سال اخیر (1350-1300هجری شمسی = 1390-1340ه.ق)خیابان هایی از شمال به جنوب و از شرق به غرب رشت کشیده شده و گذرهایی تعریض شده است مگر در بازار بزرگ شهر که گذرگاههایش به همان وضع اولیه باقی است و برای سیاحان نظرگیر است در چهار سوی شهر مخصوصا در جهت شمالی و جنوبی کوی و برزن ایجاد شده یا در دست ساختمان است. مقایسه وضع ساختمان کنونی با نقشه شهر رشت که به سال 1332 هجری شمسی از طرف شهرداری رشت تهیه شده و مورد اعتبار و اعتماد است ، توسعه شهر را می نمایاند.

شهر رشت بعد از انقلاب روسیه رونق خود را از دست داد ، چون شرایطی که این شهر را به صورت دروازه اروپا درآورده بود، بر اثر محدودیتهایی که در مسافرت و ترانزیت به وجود آمد از بین رفته بود. پدید آمدن جاذبه های اقتصادی و علمی در پایتخت و بعضی شهرهای ایران و عواملی دیگر سبب شد هر ساله گروهی طالب تحصیلات عالیه یا مترصد تحصیل شرایط بهتر اقتصادی و مدنی از رشت و گیلان به دیاری دیگر رو کنند . با این همه فعالیت در زمینه کشاورزی و توسعه موسسات صنعتی و حرفه ای و آموزشی به تانی جاری است.

تقسیمات شهری :

شهر رشت پیش از آنکه مرکز استان یا ایالت شود ، کیفیت قصبه ای داشته ، به محلاتی تقسیم می شد که نام از زاهدان یا عارفان یا پیران طریقت گرفته بود ، مانند : سمابجار ( که در تاریخ مرعشی ((سمام بجار)) ثبت شده و امروز صومعه بجار می نامند). این محله به گواهی نامی که دارد ، کشتگاه و مزرعه زاهدی بوده است ، چه سوما به معنی زاهد است این محله از سویی به صحرای لوندیه می رسید و از جانبی با محله چهار برادران همسایه می شد.

محله دیگر چله خانه که محل ریاضت عارفی دیگر بوده است و محله سید ابوالقاسم و چهلتن و پیرسرا و درویش مخلص و آستابجعفر و استادسرا و آفخرا و علمداران و خواهر امام و بادی الله یا بدیع الله و سیدعباس و آقا سید ابراهیم و سلیمان داراب و و غیره . سکونت هر یک از زاهدان یا عارفان یا پیران در قسمتی از قصبه یا شهر موجب بود که پیروان آنان ، مجاور مراد خود شده و کویی تشکیل دهند و نام مراد خود را بر آن نهند.که این نامها هنوز زبانزد است .

قسمتی از شهر نیز از پیشه وران و صنعتگران نام می گرفت مانند: خمیران یا خمگران، ساغری سازان ، صیقلان و غیره. بعضی محلات به سبب مجاورتبا چشمه و رودخانه نامگذاری می شدند. چمارسرا به معنی چشمه سار و محله کیاب که از (( کوی آب = کوهی آب = کویارود = کوهرود ))نام گرفته و همچنین محله زرجوب که از رودخانه مجاور خود ((سیارود سابق و صیقلان دودبار و زرجوب فعلی )) کسب نام کرده.

در زمانی که رشت مرکز ایالت و حاکم نشین شد قسمتی از صحرای لوندیه به سراها و انبارهایی مجهز شد که مرکز حمل و نقل و معاملات کالاهای وارد و صادر به تهران و قزوین ( عراقات ) شد و نام آن قسمت به ((باربند محله)) شهرت یافت ( بین پل عراق و دبیرستان شاهپور سابق= دکتر شهید بهشتی).در سوی دیگر شهر مرکزی برای مبادله کالاها بین رشت و انزلی و پیله بازار ( = پیربازار=پره بازار ) پدید آمد که ((ساروق بندان)) نام گرفت و بعدا این نام را به ((سرخ بنده )) مبدل کردند. در جوار باربند محله درمانگاهی بوسیله ملا میرزا مهدی شریعتمدار ساخته شد که به فاصله یک سال آتش گرفت ، عرصه آن مهروف به بیمارخانه شد.

نام عرصه بیمارخانه و اراضی مجاور آن تا سال درگیری جنگلیها و انگلیسیها (1336ه.ق) در رشت ((بیمارخانه)) بوده است . در عهد حکومت نصرالسلطنه که بعدها عنوان سپهسالار اعظم یافت ، قسمتی از کیاب که تا کوی ((بیستون))کیفیت مرتع داشت و ((سبزه میدان کیاب)) نامیده می شد مبدل به کویی به همین نام شد . باید یادآوری کنم که بیستون که در اصل – ((بهستون)) بوده است ، محل داوری جوانمردان ناحیه حیدری بوده و محل استقرار لوتی و پهلوان اول ناحیه حیدری که هم به شکایات پهلوانان و نوچه ها و تونگوله های ناحیه رسیدگی می کرده ، هم اختلافات سکنه محل را در صورت مراجعه شاکیان ، شاید به همین سبب (( بهستون )) نامیده می شد.

 

                     منبع : کتاب نام ها و نامداران گیلان

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

کلانشهر رشت