خاطرات آقاخان درامی جعلی نیست!
رفع یک اتهام تازه از افشین پرتو
مسعود جوزی
کتاب «خاطرات آقاخان درامی»، تصحیح و بازخوانی افشین پرتو (انتشارات حرف نو، ۱۳۸۱)، جعلی نیست. اما مگر کسی گفته جعلی است؟
۱. میثم عبداللهی، پژوهشگر تاریخ، در مقالهای با عنوان «چرا کتاب خاطرات آقاخان درامی، جعلی است؟» چنین ادعایی کرده و در آن گذشته از جدلهای سیاسی، مهمترین استدلال این است که «هیچ تصویری از دستخط آقاخان درامی در این کتاب درج نشده» و «هیچ عکس یا سند منتشرنشدهای از آقاخان درامی و برادران و خاندانش در این کتاب منتشر نشده است».
۲. خود من هم چنین تصوری داشتم و چند باری هم در میان دوستان بر زبان آوردم؛ و اگر در یادداشت «معمای افشین پرتو» به آن نپرداختم، فقط به این علت بود که در آن زمان هنوز این کتاب را نخوانده بودم. استدلال من این بود که سیر ماجراهای خاطرات آقاخان دَرّامی با توالی وقایع نهضت جنگل همخوانی ندارد؛ همان اشکالی که باعث شده بود درباره جعلی بودن کتاب «یادداشتهای اوسینکو» ترجمه افشین پرتو به شک و سپس یقین برسم؛ و البته سابقه پرتو هم این ظن را تایید میکرد.
اما چرا الان میگویم این کتاب جعلی نیست؟
۱. عکس دستنویس صفحه اول کتاب به دستخط خود آقاخان درامی به دستم رسیده، و این عکس با آنچه پرتو تصحیح و بازخوانی کرده است مطابقت کامل دارد. عکس از کجا آمده؟ خلاصهاش اینکه در جریان نوشتن یادداشتی بر یک گزارش منتشرنشده از کنسولگری بریتانیا در رشت، توجهام به برهانالسلطنه طارمی جلب شد؛ و کنجکاو شدم ریشههای دشمنی دیرپای او را با جنگل درک کنم. در این راه تقریباً همه منابع آنلاین تاریخ محلی طارم و زنجان را زیرورو کردم تا سر آخر توفیق تماس تلفنی با عنایتالله رحمانی، پژوهشگر تاریخ محلی آن خطه، دست داد. این صفحه دستنویس حاصل لطف اوست؛ و خبر خوب اینکه همین امروز و فردا کتاب تازهاش با عنوان «خاطرات برهانالسلطنه دارایی و آقاخان درامی» به بازار میآید.
۲. اما معمای ناهمخوانی سیر ماجراهای کتاب با توالی وقایع نهضت جنگل را چطور باید حل کرد؟ باز خلاصه اینکه در این کتاب گذشته از زمان آغاز نوشتن خاطرات (۸ جمادیالثانی ۱۳۴۲ / ۲۵ دی ۱۳۰۲ خورشیدی)، فقط دو واقعه تاریخ دقیق دارد: روز قتل عسکرخان «در سلخ ذیقعده ۱۳۳۵ [۲۶ شهریور ۱۲۹۶ خورشیدی]» (ص ۴۲) و نزاع «فیمابین جمعیت و سردار مقتدر طالش» در «اواخر بهار سنه ۱۳۳۶ [۱۲۹۷ خورشیدی]» (ص ۵۸). دومی که مشخصاً اشتباه است، زیرا تاریخ دقیق جنگ تالش اواخر بهار ۱۲۹۶ خورشیدی است؛ اما تاریخ قتل عسکرخان هم که در متن اصلی نیز بههمین صورت آمده، بههیچوجه نمیتواند درست باشد؛ زیرا با زمان اتفاقات بعدی (جنگ تالش، حضور سردار مقتدر و خوانین شاهسون در کسما و…) همخوان نیست. ولی اگر فرض کنیم نویسنده در ثبت سال قمری همین تاریخ هم دقیقاً یک سال (مشابه اشتباه قبلی) سهو کرده، و زمان درست سلخ ذیقعده ۱۳۳۴ (۶ مهر ۱۲۹۵) باشد، ترتیب همه وقایع جور درمیآید.
آنها که با منابع آن سالها سروکله میزنند، میدانند اینگونه خطاها در ثبت تاریخهای شمسی و قمری و تبدیل آنها، در خاطرات و یادداشتهایی که عموماً سالها دیرتر از وقایع موردنظر نوشته شده، بسیار رایج است. در یک نمونه، محمدعلی گیلک که از آقاخان بسیار باسوادتر و «نویسنده»تر است، در «تاریخ انقلاب جنگل» زمان جنگ ماسوله را «اواسط بهمن ۱۳۳۳ هجری قمری [۱۲۹۳ خورشیدی]» نوشته (ص ۳۷)، درحالیکه خودش در همین کتاب، تاریخ ورود کوچکخان و یاران به جنگل را «اول شوال همان سال [۲۰ مرداد ۱۲۹۴]» ثبت کرده است (ص ۱۹)! در همین کتاب خاطرات آقاخان هم نویسنده یک بار مینویسد ۱۲ سال پس از مرگ پدرش ناچار شده به زنجان سفر کند (ص ۱۹)؛ در صورتی که در زمان این سفر، کمی بیش از ۷ سال از مرگ عسکرخان گذشته بود.
در تایید همین تاریخ ۶ مهر ۱۲۹۵ برای قتل عسکرخان، باز به لطف جناب رحمانی، بریدهای از شماره ۲۱۸ روزنامه رعد به تاریخ ۵ مرداد ۱۲۹۵ در دست دارم که انگار فاجعه را دو ماه پیش از وقوع پیشبینی کرده است: «برهانالسلطنه طارمی … گویا بهطرف طارم مراجعت نماید و باز مشغول شرارت شود. عسکرخان هم دور نیست برای طرفیت، دومرتبه به طارم برود.»
کلام آخر
حالا که دیگر دستنویس خاطرات درامی را در دست داریم، تردید در اصالت آن روا نیست؛ اگرچه باز این نقد بر زندهیاد مصحح رواست که چرا تصویری از آن را در کتاب خود نیاورده، و مهمتر اینکه چرا متوجه ناهمخوانیهای زمانی آن نشده است.
خاطرات آقاخان درامی، با همه اختصار، در همان چند صفحهای که به جنگل میپردازد، اطلاعات دستاول و سودمندی برای پژوهشگران و علاقهمندان جنگل دارد (یک نمونه درخشان: تدارکات پشتجبهه جنگ تالش)؛ آن هم با این فقر منابع که دچار آن هستیم. امید که این چند خط توضیح، در تصحیح و تکمیل چاپهای بعدی کتاب بهکار آید.
منبع: کانال جنگل ( مسعود جوزی)