
میرزا کوچک و «فتح تهران» یک ماجرا دو اقدام
نویسنده: محمود رنجبر
نقطه عزیمت این نوشتار پاسخ به این پرسش کوتاه اما بنیادی است که آیا میرزا و نهضت او در صدد فتح تهران بودند؟ در پاسخ” باید نخست بر این نکته تاکید نماییم که نهضت جنگل اساسا توان فتح تهران را نداشت.
آنچه در تاریخ به عنوان «فتح تهران» مشهور است و در ضمن روایت زندگی میرزا به آن میپردازند، مربوط به سقوط تهران توسط قوای مشروطه خواه شمال در سال ۱۲۸۸ ه.ش است که منجر به فتح پایتخت و پیروزی نهایی مشروطه خواهان شد. در آن زمان میرزا کوچک خان جوانی 26 ساله بود و هنوز به چهره ای ملی تبدیل نشده بود. میرزا در این زمان در صف مبارزان مشروطه برای فتح تهران قرار داشت و حتی مسئولیت دسته از پیشتازان را بر عهده داشت حتی بعد از فتح تهران برای سرکوب حامیان محمدعلی شاه به بندر ترکمن رفت و در آنجا مجروح هم شد. نکته دوم به اوج فعالیت نهضت جنگل یعنی سالهای ۱۲۹۹-۱۳۰۰ ه.ش برمیگردد. در این دوره، میرزا و یارانش توانستند جمهوری جنگل را در گیلان تأسیس کنند. در این دوره نیز میرزا علیرغم قدرت سیاسی و اجتماعی و سردرگمی حکومت مرکزی به دنبال فتح تهران نبود. زیرا شرایط و امکانات نظامی نهضت را که به شیوه جنگ چریکی اقدام میکرد فراهم نمیدید. البته باید یادآور شد
در خرداد ۱۳۰۰، نیروهای جنگل با همراهی برخی نیروهای انقلابی چپ، موفق شدند تا قزوین پیشروی کنند. برخی نویسندگان این پیشروی را به معنای تهدید مستقیم پایتخت توسط نیروهای جنگل میدانند. در مقابل برخی منابع معتقدند هیچ دلیلی وجود ندارد که این اقدام نهضت جنگل را به منزله تلاش برای فتح تهران دانست. بنابراین اقدام یاد شده به قصد فتح تهران نبود بلکه تاکتیکی نظامی در برابر قوای انگلیس و قزاقهای مرکز بود. در تاریخ آمده است نیروهای دولت مرکزی تحت امر سیدضیاءالدین طباطبایی و سپس رضاخان سردار سپه با بسیج قوای نظامی، نیروهای جنگل را در قزوین متوقف و سپس با ضدحمله، آنها را به عقب راندند. به نظر میرسد فتح تهران ولو با قدرت سال 1299 توسط نهضت جنگل امری دور از تدبیر و عقلانیت بوده باشد. زیرا قوای جنگل در عالی ترین شرایط در مقایسه با نیروهای دولتی که پس از کودتای ۱۲۹۹ تقویت شده ضعیف بودند. اگرچه در پیمان با بلشویکها بنا بود گستره انقلاب شورایی دامن پایتخت را بگیرد اما این اقدام نیز راه به جایی نبرد. ضمن آنکه دولت مستعجل جنگل در سال 1299 درگیر تفرقه درونی شده بود. به گونه ای که بین جناحهای مذهبی-ملی (به رهبری میرزا) و جناح چپ رادیکال (کمونیست) شکاف و درگیری داخلی انجامید. علاوه بر آن به دلیل اقدامات خودسرانه برخی افراد منتسب به جنبش جنگل حمایت گستردهٔ مردمی در گیلان و خارج از ولایت دارالمرز گیلان و برخی مناطق شمال کمرنگ شده بود. از سوی دیگر مداخله خارجی به ویژه نیروهای شوروی بلشویک که ابتدا از جنگل حمایت میکردند، ولی پس از عقد قرارداد ۱۹۲۱ با دولت مرکزی، حمایت خود را قطع کردند. موجب ضعف نهضت شد. با ذکر این موارد و پاره ای موارد ریز و درشت دیگر باید گفت:
میرزا کوچک خان و نهضت جنگل هرگز قصد فتح تهران را نداشتند. اوج نزدیکی آنها به پایتخت، پیشروی به سمت قزوین در سال ۱۳۰۰ بود که با شکست نظامی همراه شد. پس از آن، نهضت جنگل رو به افول گذاشت و نهایتاً در آذر ۱۳۰۰ با شهادت میرزا کوچک خان در کوههای تالش، به طور کامل سرکوب شد.
اهمیت تاریخی نهضت جنگل در مقاومت ضداستعماری، تجربهٔ حکومتداری محلی و نقش آن در تحولات اوایل قرن حاضر در پیشتازی گیلان به عنوان ولایتی آزادیخواه است، نه در فتح پایتخت.
منبع: کانال پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان ( ایتا )




