بحران مهاجرت به گیلان

✍به قلم و با پژوهش؛ رسول سعیدی زاده

مُهاجِرَت یا کوچ کردن به معنی ترک دیار گفتن و در مکان دیگر اقامت کردن، یا جابه‌جایی از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی است. شرایط یا عوامل نامساعد مانند فقر، بیماری، مسائل سیاسی، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری، کمبود امنیت، و بدی آب و هوا، موجب مهاجرت مردم به مکان دیگر می شود.

گیلان در تمام ادوار تاریخی از جمله نقاط مهاجرپذیر بوده است. در قرن دوم هجری قمری اولین گروه از سادات علوی برای در امان ماندن از گزند خلفا و نائبان آن ها به منطقه گیلان مهاجرت کردند. در دوره صفویه کردهای رَشوَند (ریشوند) به فرمان شاه عباس اول در نواحی گیلان شرقی مستقر شده اند. نادرشاه افشار ایل عمارلو (آمارلو) را که از جمله کُردهای شمال خراسان بود، به ناحیه ای از ارتفاعات جنوب گیلان که در سمت غربی کوهستان الموت واقع است، کوچانید. در سال ۱۱۳۶ق/ ۱۷۲۴م. تزار روسیه به فرمانده نیروهای روس در گیلان دستور داد از ارمنیان و دیگر مسیحیان دعوت کند به گیلان مهاجرت کنند تا تعداد مسلمانان کم شود. در دوره قاجاریه و پهلوی مهاجرت ترک های آذربایجانی به ویژه خلخالی ها، اردبیلی ها و مشکین شهری ها، به گیلان به دلیل همسایگی، سرعت زیادی داشته است. در دوره جمهوری اسلامی به ویژه دو دهه اخیر یزدی ها، اصفهانی ها، بوشهری ها و تهرانی ها، در صدر مهاجران به گیلان قرار دارند، به گونه ای که آنان در برخی از روستاها و محلات شهری به لهجه خویش صحبت می کنند. در بعضی از آبادی ها مثل روستاهای شهرستان فومن، دهکده های به نام اصفهانی محله و یزدی محله ایجاد شده است.

دلیل اصلی مهاجرت اقوام مختلف به گیلان، فقدان آب در محل سکونت قبلی آن ها، بدی آب و هوای محل سکونت، و غیر این ها است. البته مشکلات اقتصادی مردم منطقه گیلان، و ارزانی زمین این خطه نسبت به استان مازندران، نیز مزید بر دو علت قبلی شده است. مهاجران جدید با مهاجران دوره های قاجار تفاوت اساسی دارند. مهاجران قدیمی یا ترک ها – که در لهجه محلی گیلان به آنان «کُرد» اطلاق می شود- اگرچه خارج از قومیت گیلک بوده اند، ولی چون سطح زندگی بهتری نسبت به مردم محلی نداشتند، با کار کردن برای مردم شهرها و روستاهای گیلان، کم کم خود را به سطح زندگی مردم ساکن در مکان رسانیده و تا حدی با جامعه گیلانی ادغام شده اند؛ اما مهاجران جدید ثروت یا سطح زندگی قابل قبولی دارند و اکثر از حقوق بازنشستگی دولتی برخوردارند. همین تفاوت در سطح زندگی مهاجران جدید با مردم محلی، موجب به وجود آمدن حس محرومیت در روستائیان گیلان نسبت به تازه واردان شده است.

گیلانی ها همیشه مردمی سازگار بوده و به سلوک رفتاری شناخته می شوند، آنها با طوائف مختلف رفتار خوب دارند؛ ولی این رفتار پسندیده، نباید دلیل بر سوءاستفاده اقوام دیگر شود. از دست رفتن اصالت فرهنگی مردم گیلان؛ سرازیر شدن جمعیت پیران سایر نقاط کشور به استان، که خود نیازمند توسعه مراکز درمانی و غیره است؛ ربودن فرصت های شغلی اندک موجود در استان؛ تخریب محیط زیست مناطق روستایی استان از طریق تغییر کاربری زمین های کشاورزی به مسکونی و ساخت ویلا، انباشت فاضلاب خانگی و انواع زباله در محیط بکر روستایی و بروز برخی بیماری های پوستی و عفونی، از جمله پیامدهای کوچ مهاجران جدید به گیلان است.

حال این سوال مطرح است که آیا کوچ مهاجران جدید به گیلان جنبه تهاجمی دارد، یا مسالمت آمیز؟ اگرچه برحسب ظاهر مهاجرت های جدید جنبه مسالمت آمیز دارند، ولی گزارش های پراکنده از درگیری میان روستائیان با مهاجران جدید، نشان دهنده جنبه تهاجمی بودن این نوع از مهاجرت ها است و البته دیر نیست که مهاجران جدید از راه های مختلف مثل به دست گرفتن شورای اسلامی روستا و شورای اسلامی شهر، بر مردم محلی غلبه کرده و سرنوشت آنان را در دست گیرند، و حتی این امکان نیز وجود دارد که مهاجران جدید، مردم محلی را از سرزمین آبا و اجداشان بیرون کنند.

به هرحال، اجازه ندادن شورای اسلامی روستاها به فروش زمین به غیر افراد بومی، برخورد قاطع دستگاه قضایی شهرستان‌های استان با هرگونه ساخت و ساز ویلا در مناطق بکر روستایی، و عدم تعلق امکانات درمانی، اجتماعی و اقتصادی به غیربومیان، حداقل قدمی است که در جلوگیری از کوچ مهاجران جدید به شهرها و روستاهای گیلان می‌توان انجام داد. امیداست این یادداشت تلنگری به مسئولین و متولیان دستگاه های مختلف استان گیلان و به ویژه مدیران استراتژیک کشور باشد.

رسول سعیدی زاده   qubbat@yahoo.com

وبلاگ نویسنده:  http://shahre-baran.blogfa.com

 

از همین پژوهشگر:    بقعه ی متبرکه بر کنار دریای کاسپین      واکاوی دو بقعه از بقاع متبرکه شهر رشت

یک پاسخ ارائه کنید